انار ،معروف،و انار مشك انار مصرى،و انار گيرا غوزۀ كو كنار،چه گيرا بمعنى سرفه است،و چون او براى سرفه نافعست بدين نام خواندند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص156) 
(اسم) درختچهاى است از تيرۀ موردىهاكه گاهى آن را تيرهاى مستقل محسوب دارند و به نام انارها نامند، پوست آن خاكسترى و برگهايش بيضوى و گلهايش بالنسبه بزرگ و قرمزرنگ است. ميوۀ آن درشت و داراى پوست سرخ و كلفت است. دانههاى آن شفاف و آبدار و بيشتر سرخرنگ است و دور آن را پوستۀ نازكى با موادى غذايى فراگرفته است. رمان. و به لغت زند، رومنا. نار. - \انارياسين. ←ه. م. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص239) 
[اسم][فارسی]رمان و بلغت زند رومنا و ميوۀ انار بن كه از طايفۀ مير تا سه است و از محصولات قديم ايران و داراى اقسامى كه همۀ آنها لذيذ و گوارا مىباشند.و نيز انار:قسمى از آتشبازى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص400) 